سيد ظهير الدين مرعشى

55

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

پادشاه مرحوم جهانشاه فرستاده و صورت اخلاص خود و اتفاق اخوان و ملك باز نمود ، و حكم همايون به ايالت او سمت نفاذ يافت . و نزد حضرت سيد سلطان محمد نامه‌يى بنوشتند كه با ملك اسكندر مدد و مساعدت كند ، و در تقويت ملك اسكندر كما وجب اقدام نمايد . در آن حين پادشاه جهانشاهى به خراسان مىرفت . ملك كاوس متوجه اردوى همايون گشت . بعد از اتمام كار خراسان حكم فرمود به اسم ملك كاوس فرمان نوشتند كه باز ايالت رستمدار با او باشد . چون برادران و اهالى ملك از آن معنى واقف گشتند ملك مظفر را به اردوى همايون - كه از خراسان به استراباد رسيد - فرستادند . ملك مظفر صورت بىرحمى ملك كاوس و نفرت مردم رستمدار را به او معروض گردانيد ، و حضرت سيد محمد گيلانى به تقويت ملك اسكندر و نفرت از ملك كاوس ملك الاطباء و الاذكياء مولانا شيخ على طبيب را به ديوان اعلى فرستادند . چون امراى ديوان اعلى از امور واقف گشتند ، و ملك كاوس هم در آن يورش با موكب همايون همراه بود ، و سيد عبد الكريم هم از او تقويت مىنمود حكم بنوشتند كه حصّهء موروثى ملك كاوس را به دو باز گذارند ، و نصفى از آن ملك اسكندر و نصفى از آن ملك كاوس را باشد ، و ساير برادران به املاكى را كه پدر در حيات به هريك از آنها داده بود قانع شوند . چون حكم جهان مطاع بود به همان موجب تقسيم كردند ، و ملك كاوس در قلعهء نور مقيم گشت . اما بر آن قانع نمىشد ، و در فتنه‌انگيزى مىكوشيد و به اغواى اهالى ملك آنچه دست مىداد كوتاهى نمىكرد . در ذكر باز آمدن ملك كاوس به رستمدار و شبيخون آوردن بر ملك اسكندر به قلعهء آسپى ريز و چگونگى احوالات آن ملك اسكندر به قلعهء آسپىريز مقيم گشت ، و قلعهء كچور را براى اقامت كيا جلال الدين ديلمى - كه به مدد او آمده بود - بگذاشت . ملك كاوس هم بازگشت و به قلعهء